نقش تکنولوژی در ساختار سازمانی شرکت توزیع برق استان مرکزی

هاست مخصوص بلاگ ریدر


نقش تکنولوژی در ساختار سازمانی شرکت توزیع برق استان مرکزی

 

سیر تکامل دانش

ظهور مديريت دانش اكثر دانشمند و صاحبنظران اين عرصه مديريت دانش را موضوع جديدي نميدانند حتي اشاره به نقاشي هاي غارنشينان كه در غاركشيده بودند در راستاي مديريت دانش و به دنبال آن بود . همگام با تولد دانش و به وجود آوردن دانش همراه با انسان مديريت دانش هم وجود داشته است غا رنشينان و انسان هاي اوليه به دنبال انتقال و نگهداري دا نش خود بودند . قلم و مسائل ديگري كه در نظر گرفته مي شود اقدامي در حوزه مديريت دانش است . بنابراين مديريت دانش را فقط در حوزه نرم افزاري نبايد بدانيم .

تهيه ملزومات براي كلاس درس، خودكار و دانش را بايد همزاد دانش بپنداريم . همانطوري كه در خيلي از نظريات به اين موضوع اشاره شده است . به طور مشخص از سال ۱۹۶۷ توسط پولاني بحث مديريت دانش ارائه شده است و تحقيقي در خصوص مطالبي كه در حوزه مديريت دانش وجود داشته انجام گرفته و به بررسي مقالات در حوزه مديريت دانش پرداختند و نموداري كه از اين مطالعه به وجود آمده نشان دهنده اين است كه مقالات مرتبط با مديريت دانش از اوائل دهه ۹۰ شروع به اوج گرفتن نهاد. تحقيقات گسترده اي در دانشگاه هاي معتبر صورت گرفته است و هر كدام از يك بعد و منظر به آن پرداختند . پردازش مديريت دانش سازماني بحث هايي مطرح مي شود . در اين دوره بيشتر تلاش ها بر مباحث مديريت دانش به صورت كلاسيك از دهه ۱۹۷۰ به صورت بارز مشاهده مي شود . در اين دوره به دنبال مرتبط با كامپيوتر و بسته هاي نرم افزاري متمركز است . در آن رخدادها و فعاليت هاي مربوط به مديريت دانش ثبت مي شوند و بر اين اساس در دوره اول يعني پردازش اطلاعات سازماني در حوزه دومين دوره تكامل مديريت دانش متخصصان رايانه بيشترين نقش را بر عهده داشتند.
دومین دوره تکامل مدیریت دانش
در ارتباط با اطلاعات مربوط به كسب و كار و تجارت است . شروع اين دوره از دهه ۱۹۹۰ است كه توجه سازمان ها به اطلاعات محيط رقابتي و تحليل اطلاعات كسب و كار است لذا سازمان ها افراد و واحدهاي مستقلي را در نظر مي گيرند براي اينكه بتوانند اطاعات مربوط به كسب و كار را تجزيه و تحليل كنند و به نوعي مي شود گفت كه در اين عرصه براي بحث مديريت دانش متخصصان ستادي وارد مي شوند يعني كساني ميآيند از بدنه اجرا و از بدنه عمليات سازماني جدا مي شوند امكانات در اختيار آنها قرار مي گيرد و به عنوان كساني ك ه در حوزه مديريت دانش هستند اينها فعاليت مي كنند . اين دوره مربوط به دهه ۱۹۹۰ بوده است.
دوره سوم: تكامل شناخت سازماني است كه در اين دوره رويكردهاي تعبيرگرايانه و جامعه شناختي در دانش پنهان مطرح مي شود و تنها به دانش رسمي نبايد توجه كنيم . بحث هايي مثل يادگيري مديريت دانش به طور روزا فزون مورد توجه قرار مي گيرد و بحث شاخصه مهم اين دوران اهميت سازماني نمود پيدا مي كند و نوآوري و خلاقيت مطرح مي شود يعني در دوره سوم اين مباحث جديدي كه درحوزه سوم مديريت دانش است خودش را به صورت بارز نشان مي دهد . دوره سوم مربوط به سال ۱۹۹۵ به بعد است.
دوره چهارم : بهبود و توسعه سازماني مديريت دانش در ارتباط با بهبود و توسعه سازماني مطرح مي شود در اين دوره متغيرهايي مثل سرمايه هاي هوشمند، سرمايه هاي فكري ، داشته هاي ناملموس سازماني، حسابداري مطرح شده اند.

 تكنولوژی به اطلاعات , تجهیزات , فنون و فرایند های لازم برای تبدیل نهاده ها به ستاده ها اطلاق می شود .
طبقه بندی تكنولوژی از نظر وودوارد :
فنون عملیاتی مورد استفاده در فعالیت جریان كار, یا مشخصه های اولیه مورد استفاده در جریان كار.
پیچیدگی مختلف در سیستم عملی مورد استفاده در جریان كار.
میزان پیوستگی یا پیوستگی در عملیات .
میزان خودكاری در جریان كار .
میزان وابستگی متقابل در بین سیستم های كاری
پژوهش وودوارد :
نخستین بار تحقیق درباره تكنولوژی به عنوان یكی از عوامل تعیین كننده ساختار سازمانی در اواسط دهه 1960 بوسیله جان وودوارد صورت گرفت .
نتیجه گیری :
وودوارد از پژوهش فوق دریافت كه :
روابط مشخصی بین تكنولوژی و ساختار این نوع شركت ها وجود دارد.
اثربخشی سازمان ها به تناسب صحیح تكنولوژی و ساختار سازمان ارتباط پیدا می كند.
وودوارد دریافت كه اعضا اداری شركت ها همراه با تغییر در نوع تكنولوژی تغییر می یابند . پیچیدگی سازمان وقتی افزایش یابد به موازات آن كاركنان ستاد پشتیبانی و اعضای اداری آن نیز به تناسب افزایش می یابد و نتیجه گرفت كه تكنولوژی برای هر شركتی اثربخش است اگر متناسب با ساختار شركت باشد.
وی نوعی ارتباط بین تكنولوژی ـ ساختار و اثربخشی را اثبات كرد.
تحقیقات وی خط پایانی بود به نظریات كلاسیك ها كه اصول سازمان و مدیریت را جهانشمول می دانستند.

تكنولوژی مبتنی بر دانش:
یكی از انتقاداتی كه به وودوارد وارد است این است كه اساس تحقیق او درباره تكنولوژی تولید است در حالی كه كمتر از نیمی از سازمان ها تولیدی هستند لذا باید تعریفی از تكنولوژی بعمل آید كه برای تمامی سازمان ها بكار رود «چارلز پرو» راهكاری در این زمینه پیشنهاد كرده است .
دو بعد اساسی تكنولوژی مبتنی بر دانش :
الف ) تغییر پذیری وظیفه: تعداد استثنائاتی كه فرد در كارش با آن مواجه است مورد توجه قرار می دهد . مثلاً شغلی بسیار تكراری و روزمره باشد استثنائات كمتری دارد . مثل افرادی كه فعالیت خط تولید را انجام می دهند در مقابل اگر شغلی تنوع كاری زیاد داشته باشد , استثنائات بیشتری هم دارد . مثل پست های مدیریتی سطح بالا و مشاغل مشاوره ای
ب) تحلیل پذیری مسئله : نوع رویه های جستجو برای یافتن روشهای موفق به منظور پاسخ های مناسب به استثنائات را ارزیابی می كند این رویه جستجو بطور واضح و روشن ـ تشریح شده باشند یك شخص برای یافتن راه حل یا از تجربیات قبلی و یا قضاوت و تعقل منطقی و تحلیلی خود را مورد استفاده قرار دهد

 

تكنولوژی چهارگانه ای كه پرو طراحی كرد (طبقه بندی تكنولوژی از دیدگاه پرو :
1ـ تكنولوژی های تكرار
استثنائات كمی داشتند و تجزیه و تحلیل مسائل در آن بسادگی امكان پذیر است فرایندهای تولید انبوه مورد استفاده در ساخت فولاد ـ اتومبیل و با پالایش نفت و شغل تحویلدار بانك مثال دیگری از این نوع تكنولوژی است .

 

2ـ تكنولوژی مهندسی
از استثنائات متعددی برخوردار است ولی می توانند بشكل عقلایی و اصولی و نظامند بكار گرفته شوند فعالیتهای حسابداران مالیاتی و ساخت واحدهای اداری از جمله این تكنولوژی محسوب می شوند .

 

3ـ تكنولوژی های هنری و صنعتگرانه
با مسائل نسبتاً مشكل مواجه بوده ولی از مجموعه محدودی استثنائات برخوردار است . مشاغلی مانند كفاشی ـ تعمیركاری ـ هنرپیشگی

 

4ـ تكنولوژی غیرتكراری
با استثنائات متعددی مواجه است و تجزیه و تحلیل مسئله نیز مشكل است مثل برنامه ریزی استراتژیك و فعالیتهای تحقیقاتی

 

وضعیت تکنولوژی با سه رکن، پیچیدگی، رسمیت و تمرکز
الف- تكنولوژی و پیچیدگی
با افزایش تكنولوژی تكراری پیچیدگی كاهش می یابد تكنولوژی تكراری پیچیدگی كمتری دارد افراد كمتری مورد نیاز است و به آموزش كمی نیازمند است .
اگر تكنولوژی غیرتكراری باشد پیچیدگی سطح بالایی را سبب می شود . با پیچیده ترشدن كار حیطه كنترل محدود شده و تفكیك عمودی افزایش می یابد . پاسخ به مسائل پیچیده مستلزم استفاده از محققان بیشتر است و مدیران كنترل محدودتری نیاز دارند .
ب- تكنولوژی و رسمیت
با افزایش تكنولوژی یكنواخت (تكراری) رسمیت نیز افزایش می یابد و این دو رابطه مستقیم و مثبت با هم دارند با پنج تحقیق عمده بر روی تكنولوژی, محققین دریافتند كه بین تكنولوژی تكراری و رسمیت ارتباطی وجود دارد. و این رابطه, رابطه معنادار و مثبت است. زمانیكه اندازه كنترل می شد این رابطه از میان می رفت تكنولوژی های تكراری مدیریت را در اجرای قوانین و مقررات یاری می داد زیرا اینكه چگونه شغلی باید انجام شود.
ج- تكنولوژی و تمركز
در تكنولوژی های تكرار (یكنواخت) با افزایش تكنولوژی تكرار تمركز نیز افزایش می یابد, تكنولوژی تكرار به ساختار متمركز, نیاز دارد در حالیكه تكنولوژی غیرمتمركز به دانش متخصصان متكی است و تفویض اختیار در تصمیم گیریها نیز صورت می گیرد. تكنولوژی و تمركز بوسیله میزان رسمیت تعدیل می گردند قوانین رسمی و تصمیم گیری متمركز هر دو مكانیزمهای كنترل هستند كه مدیر می تواند جایگزین كند.

 

بخش دوم: وضعیت ساختار سازمان صداوسیما و تکنولوژی
وودوارد معتقد است که تکنولوژی باعث کارآمدی و تغییر سازمان می شود اما به علت اینکه عده ای آن را مربوط به ساختارهای تولید می دانند تا خدمات و صداوسیما نیز شرکتی خدماتی است در این قسمت از تعمیم ظریه وودوارد به صداوسیما خوداری می شود.
«چارلز پرو» به تكنولوژی مبتنی بر دانش اشاره می کند. الف ) تغییر پذیری وظیفه ب) تحلیل پذیری مسئله در این دیدگاه وضعیت صداوسیما دارای تغییر پذیری زیاد و تحلیل پذیری کم میباشد که در این شرایط؛ صداوسیما در قالب دستگاه های هنری قرار می گیرد و در راسته غیر تکراری بودن خواهد بود لذا می بایست فاقد تمرکز، رسمیت و دارای پیچیدگی زیاد باشد.

 

نتیجه
در ساختار شرکت توزیع نیروی برق استان مرکزی تمرکز  ، رسمیت زیاد و پیچیدگی زیاد مشاهده می شود

 

منبع
رابینز استیفن (1392) تئوری سازمان ساختار و طراحی سازمان، ترجمه سید مهدی الوانی و حسن دانایی فر، انتشارات صفار، چ 38

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها